?رویداد طلاق در مناطق روستایی کشور

?طلاق معمولاً وقتی اتفاق می افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می رود و میان زوجین اختلاف و درگیری به وجود می آید. در بسیاری از تحقیقات اشاره شده است که طلاق و جدایی به عوامل مختلفی بستگی داشته است که از جمله می توان به ضعف مالی و درآمدی، بیکاری، اعتیاد، تورم، مداخله دیگران، اختلاف سطح سواد ، اختلاف سنی ، تغییر یافتن ارزشها و هنجارهای جامعه در جهت پذیرش طلاق و کاهش فشارهای خانوادگی و اجتماعی، انتظارات برآورده نشده همسران،ازدواج اجباری، اختلافات اعتقادی، تفاوت های شخصیتی، تفاوت های فرهنگی، خصوصیات شخصیتی ناسازگار، خصوصیات طرفین در به کرسی نشاندن عقاید خود ، خیانت زناشوئی، خشونت فیزیکی، نداشتن احساس تعلق به خانواده، عدم رشد عقلی و بلوغ فکری طرفین، ضعف یا عدم آمادگی لازم برای پذیرش مسئولیت همسری، اثرپذیری بیش از حد یکی از طرفین از خانواده خود، نگرش منفی به جنس مخالف، بدبینی و وسواس رفتاری و علاقه بیش از حد به کار در مقابل بی توجهی به خانواده، اعتقاد بیش از حد به فرهنگ مردسالاری یا زن سالاری، انتقاد و عیب جویی بیش از حد از همسر،شهرنشینی و عوامل دیگری که در مطالعات به آن اشاره شده که طلاق نشات گرفته از یک عامل نبوده بلکه مجموعه ای از عوامل بر بروز آن تاثیر گذار بوده و اهمیت واولویت این عوامل از جامعه ای به جامعه دیگر(کشور، شهر، روستا و…) متفاوت است.

?در صورتی که طلاق در سطح جامعه فراگیر شود و از حد متعارف خود خارج شود به عنوان مساله ای اجتماعی مطرح می شود که ضرورت دارد مسئولان به آن رسیدگی کنند؛ چرا که این معضل اجتماعی آسیبهای جدی به جامعه وارد می کند. بر اساس آمار ثبت احوال ایران در سال ۱۳۹۶ از هر سه ازدواج ثبت شده تقریبا یکی منجر به طلاق می شود (نسبت ازدواج به طلاق) که این نسبت برای سال ۱۳۹۰ از هر ۶ ازدواج منجر به یک طلاق شده است . این آمار تکان دهنده موجب شده است که کارشناسان آمار طلاق در ایران از طلاق به عنوان زلزله خاموش تعبیر کنند که هر روز در حال تکان دادن بنیان جامعه است. در کنار آن اگر طلاق عاطفی را هم در نظر بگیریم که آماری از آن در دسترس نیست، بحران پیش روی جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیاز به توجه و مدیریت مدبرانه دارد.

?نکته قابل تامل دیگر آن است که روند افزایشی آمار طلاق محدود به شهرهای بزرگ نیست و افزایش این آمار در جوامع محلی کوچک نگرانی‌های بیشتری را به همراه داشته است به طوری که اطلاعات مرکز آمار ایران حاکی از آن است که در سال ۱۳۹۱ در مناطق روستایی کشور از هر ۱۱ ازدواج ثبت شده یکی منجر به طلاق شده که این نسبت برای سال ۱۳۹۵ از هر ۷ ازدواج ثبت شده یکی منجر به طلاق شده و بر اساس آمار ثبت احوال ایران در سال ۱۳۹۶از هر ۶ ازدواج ثبت شده یکی منجر به طلاق در مناطق روستایی کشور شده است . قابل ذکر است که این نسبت بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران درسال ۱۳۵۸ از هر ۲۲ ازدواج ثبت شده یکی منجر به طلاق در مناطق روستایی شده است. بر اساس برآورد مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۶ در حدود ۶۰۷۵ هزار خانوار در مناطق روستایی کشور بودند که در حدود ۱۱ هزار طلاق در این سال اتفاق افتاده یعنی از هر ۵۴۷ خانوار در مناطق روستایی یکی با موضوع طلاق روبرو شده است. برای مناطق شهری از هر ۱۱۴ خانوار یکی با واقعه طلاق روربرو شده که نشان می دهد هنوز در مناطق شهری نسبت به روستایی واقعه طلاق بیشتر اتفاق می افتد. در این میان توجه به این نکته نیز ضرروت دارد احتمال وقوع طلاق و عدم ثبت آن به دلایل مختلف ممکن است وجود داشته باشد.متاسفانه با وجود همه طرح‌ها و برنامه‌هایی که دولت‌ها در برنامه های توسعه کشور برای حمایت از خانواده لحاظ می کنند اما در کشور ازدواج و طلاق و خانواده متولی مستقیم ندارد.

? همه سازمانهای دولتی و غیر دولتی به نوعی به طور غیر مستقیم بر پایداری خانواده سالم و کارآمد تاثیر گذار هستند اما اینکه در حال حاضر چگونه، با چه مکانیزمی و چطوری می توان مساله پایداری و کارآمدی خانواده را به عنوان مهمترین واحد اجتماعی مدیریت هوشمند نمود، مشخص نیست.

 

?نسبت ازدواج به تعداد طلاق ثبت شده مناطق روستایی کشور طی سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۹۶

?(ماخذ: سازمان ثبت احوال کشور و مرکز آمار ایران ، سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ اطلاعات ارائه نشده بود

نوشتن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *