فروش دستباف‌های زنان روستای بیرجند در بازار آلمان/ توسعه گردشگری در گرو تحقق سود پایدار است/ نقش جامانده تشکل‌های مردمی در حوزه گردشگری/ فضای سیاسی و اجتماعی ایران، تهدید توسعه گردشگری

خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) – ستاره حجتی:

سال ۱۳۲۹، سالی که لایحه “ملی شدن صنعت نفت” در “مجلس شورای ملی ایران” به تصویب رسید و نفت را به اهرمی حیاتی در اقتصاد ایران بدل کرد. اگر چه تاریخ ۲۹ اسفند هر سال در تقویم ملی به‌عنوان روزی خجسته و مبارک جشن گرفته می‌شود، اما به‌نظر می‌رسد، در سال‌های بعد از کودتا، نفت به جای ملی شدن، و سرمایه‌ای حیاتی برای کشور، به ثروتی برای خورد و خوراک روزانه مردم تبدیل شد و چنان گریبان کشور را در کمتر از صد سال گرفت که جایگزین‌هایی مانند اقتصاد بدون نفت باز هم شعار اصلی دولت‌های بعد از انقلاب شد و برای این منظور صنایع دستی و گردشگری بدون مقاومت زیادی به‌عنوان یکی از جایگزین‌های درآمدزا برای آن مطرح شد. از نیمه دوم دهه ۸۰، صنعت توریسم که برای نخستین‌بار در سال ۱۹۳۷ در جامعه ملل مطرح شد، به یکی از پیشنهادهای بلامنازع اقتصادی ایران تبدیل شد. پیشنهادی که چند سال روی میز اقتصاد کشور معطل ماند و اما با شروع دهه ۹۰ به شکل جدی پیگیری شد. در این میان با شدت گرفتن بحران آب در ایران باید ساز و کار دیگری برای اقتصاد روستاها در نظر گرفته می‌شد. چرا که این‌بار کشاورزی هم نمی‌توانست در کنار اقتصاد فشل نفتی باری از دوش مسائل کشور بردارد. دکترسعید شیرکوند معاون سرمایه‌گزاری سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در سال ۱۳۹۲ و در نخستین سال دولت تدبیر و امید، گردشگری را به‌عنوان میانبر اقتصاد کشور معرفی کرد. پس از آن گسترش گردشگری به شکل روزافزونی به روستاها هم رسید. این گسترش تا جایی پیش رفت که تعداد اقامتگاه‌های روستایی و بوم‌گردی ایران از سال ۹۲ تا پایان نهم ماه ۹۵ ( ۴۵ ماه) و به گفته دکتر مرتضی رحمانی موحد، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور از ۲۰ به ۴۱۸ عدد رسیده است. عددی که رشد ۲۱ برابری را نشان می‌دهد. نگاهی به پوزیشن مردمان در روستاهای ایران اما رویه دیگری از توان گردشگری را آشکار کرد. حضور پر رنگ اقوام در روستاهای کشور.

با این همه اما و اگرهای زیادی در این راه تازه آغاز شده وجود دارد، راهی که می‌تواند مانند مَثَل معروف املای ننوشته‌ای باشد که باید غلط‌هایش را رفع کرد یا در روی دیگر، درس آموخته دیگران را برایش به کار برد تا بتواند حقیقتاً میانبر اقتصاد ایران باشد. گفت‌وگوی زیر با دکتر فاطمه پاسبان، اقتصاددان حوزه اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی و عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی وزارت جهاد کشاورزی درباره توسعه گردشگری در روستاهای ایران، به‌منظور روشن ساختن ابعاد بحث گردشگری به‌عنوان یکی از ستون‌های اقتصاد روستایی و اقتصاد ایران از نظرتان می‌گذرد.

************

این روزها تبلیغات زیادی در حوزه گردشگری روستایی به‌ویژه با تکیه بر توانایی اقوام چه از سوی دولت و چه از سوی طیف گسترده‌ای از کارشناسان خارج از بدنه دولت صورت می‌گیرد؟ آیا شما هم معتقد به قابل اتکا بودن این حوزه در اقتصاد کشور هستید؟

اگر بخواهم پاسخ شما را با اعداد و ارقام میزان تولید اشتغال، یا میزان تولید ناخالص ملی بگویم نه فقط در حال حاضر، اطلاعات نخستین آن در دسترس نیست، بلکه موضوعی نیست که بشود در بدو این راه به آن اعتنا کرد. برای تعیین این که آیا این حوزه در توسعه اقتصادی می‌تواند قابل اتکا باشد یا خیر، مولفه‌های زیادی باید مورد توجه قرار گیرد. اما در توسعه گردشگری به عنوان یک محور اقتصادی، در این مرحله، بیشتر در کنار مولفه‌های اقتصادی باید به بنیان‌های اجتماعی و فرهنگی توجه کرد. وقتی در حوزه کشور صحبت می‌کنید، یعنی مجموعه گسترده‌ای از روستاها، با ویژگی‌های خاص فرهنگی که باید بتوان برای هر کدام الگوهای بومی شده‌ای را پیدا و اجرا کرد.

می‌شود گفت، شما اولویت نخست را به زیرساخت‌های فرهنگی و اجتماعی می‌دهید؟

خیر. بحث بر سر اولویت نیست. برنامه ریزی و اقدام‌های عملی نمی‌تواند به این منوال باشد که رتبه بندی کنیم و بگویم در گام نخست باید فلان کار را انجام دهید و مرحله بعد این کار را. به اعتقاد من بسیاری از برنامه‌های توسعه در کشور به دلیل همین نگاه مسکوت مانده است و پیش نمی‌رود. یعنی یک موضوع به عنوان گام نخست مطرح شده و بعد پیش نرفته و پرونده طرح بسته شده است.

درحوزه گردشگری گروهی از متخصصان، اقتصاددان، جامعه شناس، مردم شناس، کارشناس حوزه منابع طبیعی و محیط زیست، کارشناسان گردشگری، کشاورزی، همه باید با هم برای گردشگری هر منطقه مطالعه و برنامه ریزی کنند. به عنوان مثال یک روستا را در نظر بگیرید. ممکن است روستا دارای منابع بکر و بی نظیری از حیث تاریخی و قومی و فرهنگی و طبیعی باشد، اما از نظر زیر ساخت‌های اجتماعی اهالی آن فاقد روحیه پذیرش افرادی غیر خودی باشند. در این روستا فقط احداث جاده و آب و برق و اقامتگاه کافی نیست. بلکه روحیه اجتماعی اهالی هم باید گام به گام و همسو با همه موارد تغییر کند. درحقیقت این یک بسته مطالعه و برنامه ریزی برای نیل به یک هدف افتصادی است که الزاما مولفه هایش از مولفه‌های اقتصادی تابعیت نمی‌کند. در آن سوی ماجرا، هم جامعه هدف وجود دارد که آن هم باید مورد رصد و مطالعه دقیق قرار بگیرد. چرا که شما از استقرار و توسعه ساختاری و زیرساختی، قرار است برای فرد یا گروهی ایجاد حس “مطلوبیت” کنید. این حس مطلوبیت در حقیقت نقطه‌ای است که شما می‌خواهید به آن برسید. همه آنچه در یک بسته گردشگری وجود دارد، از محل اقامت، مکان‌های بازدید، سوغات، شرایط سفر و مانند آن، قرار است منجر به حس مطلوبیت شود. یعنی عنصری که گردشگران را در منطقه‌ای ماندگار می‌کند. به ویژه در حوزه روستایی که معمولا توان بالقوه‌ای وجود دارد اما در مرحله بالفعل کردن و استفاده از آن باید به این موضوع توجه شود.

به کدام بخش سهم بیشتری می‌دهید؟ به دولت یا جوامع محلی؟

واقعیت این است که من نگاه چندانی به ویژه در این حوزه به دولت ندارم. اگر چه دولت در بخش‌های زیر ساختی بسیار موثر است به ویژه زیر ساخت‌های عمرانی. اما حلقه سومی وجود دارد که در ایران دارای ضعف‌های زیادی است و آن تشکل‌های متخصص و مردمی در زمینه گردشگری است که این نهادسازی در کشورهای توسعه یافته هم وجود دارد. در کشوری که در آن در همه زمینه‌ها نهاد سازی صورت گرفته است، این نهادهای ناظر غیر دولتی هستند که اعلام نیاز می‌کنند. حتی در زمانی که دولت اعلام نیاز می‌کند هم، این تشکل‌ها هستند که ورود می‌کنند. تشکل‌های محلی و منطقه‌ای می‌توانند در روستاها افراد مستعد و پیشرو را شناسایی کنند و به واسطه قابلیت پیشرو بودن، آن‌ها را آموزش و مسیر را نشان بدهند و بعد از آن خود جوامع، بسته به استعداد، خواست و تلاششان در آن مسیر پیش بروند. نه فقط در مورد گردشگری که ما در بخش نهاد سازی در بسیاری از زمینه‌ها در کشور مشکل داریم.

فارغ از بحث زیرساخت‌های فرهنگی و اجتماعی آیا شرایط را برای سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری به‌ویژه گردشگری روستایی در کشور مهیا می‌دانید؟ به عبارت دیگر، آیا امنیت سرمایه‌گذاری وجود دارد؟

ببینید هر سرمایه‌گذار خواسته‌های خودش را دارد که باید محقق شود و این طبیعت سرمایه‌گذاری در هر بخشی است. این سرمایه‌گذار چه داخلی باشد و چه خارجی توقعات مشخصی دارد که عمومی است. هر سرمایه‌گذار بازدهی اقتصادی معقولی را در نظر می‌گیرد. نمی‌شود انتظار داشت سرمایه‌گذاری صورت گیرد که نه در کوتاه مدت و نه در بلند مدت، به بازدهی و سودآوری یا حداقل بازگشت سرمایه اولیه نینجامد. در این مورد هم الزاماً، مؤلفه‌های اقتصادی دخیل نیست. ممکن است همه بررسی‌ها حاکی از این باشد که یک سرمایه‌گذاری در صورت تحقق برنامه می‌تواند موفق باشد. اما اگر محقق شود؟

اگر قرار باشد یک سرمایه‌گذار درمنطقه‌ای ساختارهایی را توسعه دهد که مثلا به واسطه آن، به مسائلی مانند ترویج فرهنگ غربی، یا پشت کردن به ارزش‌های اجتماعی متهم شود و از ادامه فعالیت باز بماند، دست به سرمایه‌گذاری نمی‌زند. مهم نیست که حتما این اتفاق رخ دهد، اما همین که فضای سیاسی و اجتماعی این سمت و سو را نشان دهد برای ایجاد دافعه کافی است. سرمایه‌گذار نیاز دارد تا نسبت به بازگشت سرمایه و ادامه فعالیت هایش اطمینان داشته باشد. این یک رفتار معقول است که طبیعتا از هر شخصی در دنیای اقتصاد انتظار می‌رود. این شرایط باعث شده که نه فقط در گردشگری بلکه در موارد زیادی سرمایه‌گذاران داخلی ما، سرمایه‌گذاری در کشورهای کوچک حوزه خلیج، کشورهایی مانند ترکیه و امارات را به سرمایه‌گذاری در کشور ترجیح می‌دهند. ایران در زمینه گردشگری و گردشگری روستایی از نظر جاذبه بسیار غنی است این غنا، شرط لازم است نه کافی. در سرمایه‌گذاری باید اصل پایداری در نظر گرفته شود. پایداری از نظر امنیت اقتصادی و امنیت منابع. اینجاست که بار دیگر ضرورت کار جمعی متخصصان خودش را نشان می‌دهد. سرمایه‌گذاری و سود پایدار در گرو پایداری منابع است و پایداری منابع در گرو مطالعه و روش بهینه بهره‌برداری آن و آموزش بهره‌برداران. این بهره‌بردار می‌تواند دولت باشد و یا جوامع محلی و بومی یا یک سرمایه‌گذار بخش خصوصی.

و در پایان اگر حرف جامانده‌ای وجود دارد؟

یک مسئله باید در ایران در حوزه گردشگری و صنایع دستی به‌عنوان اشتغال مکمل آن در نظر گرفته شود. توان کشور ما از نظر گردشگری هنوز برای داخل کشور، برنامه‌ای ندارد یعنی گردشگری داخلی. سرمایه‌گذاری از آلمان در یکی از روستاهای بیرجند، به دست بافت‌های زنان روستایی ما توجه می‌کند و آن‌ها را سفارش می‌دهد تا در بازار آنجا بفروشد، اما این فضا در ایران دیده نشده یا کمتر توجه شده و برنامه‌ای برای توسعه هنر و صنعت روستایی به نفع اقتصاد روستا، تهیه نشده است. نمونه‌هایی از این مورد در سراسر کشور ما وجود دارد. فکر می‌کنم یکی از گام‌هایی که باید در کشور برداشته شود، رصد حقیقی شرایط کشور است، شناخت پتانسیل‌ها، موانع و مشکلات و در نهایت ارائه برنامه اجرایی برای دستیابی به هدف گردشگری روستایی با مشارکت فعال و هوشمندانه دولت، مردم و نهادهای غیرمردمی است./

منتشر شده :ایانا  – چهارم بهمن ماه ۱۳۹۵ ??

http://www.iana.ir/fa/tiny/news-39824

نوشتن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.