انتشار گاز متان با تولید برنج

 

انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از کشت برنج در جهان و خصوصا کشورهای مهم تولید‌کننده برنج یک مساله است. از این‌رو به‌منظور کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای از یک‌سو و از سوی دیگر تامین غذای مردم، راهکارهای متفاوتی در کشورهای مختلف به کار گرفته شده است. عموما شش عامل بر انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از کشت برنج تاثیر‌گذار است: ١- آماده‌سازی زمین ٢- آماده‌سازی بذر. ٣- ارقام برنج. ۴- کود. ۵- مدیریت آب و ۶) برداشت محصول و دوره آیش. طبیعتا راهکارهای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای کشت برنج نیز در این شش مقوله خلاصه می‌شود. مجموعه‌ای از استراتژی‌های مختلف برای کاهش انتشار گاز متان پیشنهاد شده است: مدیریت ترکیب کاه با خاک، بهبود شیوه‌های مدیریت آب، بهینه‌سازی کاربرد و استفاده از کود، افزایش مقدار کرین خاک، توسعه استفاده از ارقام اصلاح‌شده برنج، به زراعی و بهینه‌سازی اقدامات زراعی. در این میان به نظر می‌رسد راهکار تغییر مدیریت آب امیدوارکننده‌ترین گزینه کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای حاصل از کشت برنج است. زهکشی و آبیاری متناوب در حدود بیش از ۴٠درصد انتشار گاز متان در کشت برنج را کاهش می‌دهد. جاری‌کردن آب‌های سطحی و کم‌عمق علاوه‌بر کاهش انتشار متان مزایای دیگری از جمله حفاظت از آب و صرفه‌جویی در مصرف آب و افزایش بازدهی آب را در مزارع کشت برنج به‌دنبال دارد. به‌طور کلی زهکشی بین دوره کشت یک گزینه موثر برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای است خصوصا هنگامی که بخش عظیمی از کاه برنج دوباره به خاک برمی‌گردد. در این شرایط برای کارایی بالاتر، تغییر در شیوه آبیاری باید همراه با بهینه‌سازی استفاده از کود باشد تا هم انتشار گازهای گلخانه‌ای کاهش یابد و هم هزینه‌های آبیاری و کود کاهش یابد. عوامل محیطی بسیار متنوعی بر ١۴٠میلیون‌هکتار از مزارع برنج که در جهان کشت و برداشت می‌شود تاثیر دارد که می‌توان با این استراتژی انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش داد.
علاوه‌بر‌این، فناوری آبیاری در تولید برنج، هم آثار اقتصادی در مبحث توسعه اجتماعی و اقتصادی به‌همراه داشته و هم حفاظت از محیط‌زیست را به‌دنبال دارد. تجربیات کشورهای هند و فیلیپین حاکی از همین پیامدهای اقتصادی است که با تغییر در شیوه و مدیریت آب حاصل شده است. ارزیابی در هند پس از به‌کارگیری زهکشی و خشک‌کردن زمین زراعی کشت برنج شده و هزینه و فایده آن مشخص شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد با زهکشی و خشک‌کردن زمین، درآمد خالص کشت برنج در حدود پنج‌درصد کاهش یافته اما در مقابل، تولید گازهای گلخانه‌ای در حدود ٧۵میلیون‌تن معادل دی‌اکسیدکربن کاهش یافته است. هزینه فرصت هرتن معادل دی‌اکسیدکربن در حدود ١/٢دلار آمریکاست که کمتر از قیمت کربن در بازارهای اروپایی است. جزیره بهول، یکی از بزرگ‌ترین مناطق برنج رو‌به‌رشد در منطقه ویسایاس فیلیپین است که کاهش بهره‌وری و درآمد را به‌خاطر سیستم‌های آبیاری تجربه کرده است. منشأ این مشکل توزیع نابرابر آب و استفاده غیرضروری از آب توسط کشاورزانی است که اصرار زیادی برای آبیاری مداوم محصول برنج خود دارند. برای حل این مشکل یک طرح جدید به‌صورت ساخت سدی بود که در قالب یک طرحی که صرفه‌جویی در استفاده آب را ‌به‌همراه دارد به نام تناوب ‌تر و خشک نامیده شد. این طرح در مزارع آزمایشی همراه با برنامه‌های آموزشی ویژه برای کشاورزان اجرا شد. هدف این بود که این ذهنیت اشتباه برنجکاران که آبیاری غیرسیلی و به‌صورت آبگرفتگی باعث کاهش عملکرد تولید می‌شود را تصحیح کند. نتیجه این پروژه باعث افزایش بهره‌وری و عملکرد تولید برنج از یک‌سو و از سوی دیگر بهبود آبیاری و تغییر شیوه آبیاری توانست انتشار گاز متان را تقریبا ۵٠درصد نسبت به شیوه کشت برنج تولید تحت آبگیری مداوم را به‌همراه داشته باشد. بهول مورد نمونه‌ای از فناوری‌های جدید شیوه آبیاری است که افزایش درآمد کشاورزان فقیر را به‌همراه داشته و از طرف دیگر باعث کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای شده است. تجربه این دو کشور نشان می‌دهد مدیریت آب و تغییر در شیوه آبیاری فرصت نسبتا کم هزینه اما پرفایده (افزایش بهره‌روی تولید و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای) است. در این میان وجود موسسات تحقیقاتی فعال و کارآمد برای تحقیق و مطالعه شیوه‌های مدیریت نوین آب و انطباق فناوری جدید یا شرایط محلی و ترویج آن برای پذیرش کشاورزان حایز اهمیت است.

 

http://sharghdaily.ir/News/53189

 

نوشتن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *