کشاورزان بلاتکلیف و زیان‌های اقتصادی و اجتماعی

از زمانی که به تازگی علم‌آموزی اقتصاد را شروع کرده بودم، به خاطر علاقه به بخش کشاورزی، موضوعات بخش را دنبال کرده و تکالیف درسی خود را بر موضوعات بخش کشاورزی می‌گذاشتم، به یاد دارم که یک سال سیب‌زمینی، یک سال پیاز و یک سال یک محصول دیگر با مازاد عرضه مواجه می‌شد و قیمت محصول به شدت در بازار کاهش می‌یافت، به طوری که کشاورز با قیمت بازار نمی‌توانست هزینه‌های تولید خود را پوشش دهد چه برسد به اینکه هزینه خانوار را تامین و بتواند پس‌انداز کند.

هنوز هم که اخبار بخش کشاورزی را مرور می‌کنم این مشکل تولید بخش کشاورزی پابرجاست. امحای محصولات کشاورزی، عدم برداشت محصول به دلیل کاهش قیمت محصول و به صرفه نبودن برداشت، اعتراض تولیدکنندگان به قیمت بازار و اخبارهایی از این دست که همگی نشان از آن دارد که در عصر تکنولوژی و فناوری و دانش، هنوز مدیریت بخش کشاورزی کشور ما نتوانسته بر این مشکل غلبه کند و آن را به کنترل درآورد. حال این سوال پیش می‌آید که چرا این مشکل تاکنون بدون راه‌حل باقی مانده است؟ از نظر علمی، علم اقتصاد این پدیده را تفسیر و تحلیل کرده است. عرضه تارعنکبوتی برای تفسیر و تحلیل این پدیده در بخش کشاورزی کاربرد دارد. عموماً در اقتصاد تولیدکننده برای اینکه تصمیم بگیرد چه کالایی و به چه میزان تولید کند، نگاه به قیمت سال جاری یعنی همان زمانی که در آن قرار گرفته است، می‌کند. به عنوان مثال اگر تولیدکننده کفش که بازار و رقبا را رصد می‌کند، برای او قیمت کفش در بازار کاهش یابد و انتظار ادامه آن را داشته باشد، تولید کفش را کم می‌کند و برعکس. این نوع نگاه و رفتار تولیدکننده برای تصمیم‌سازی نوع و میزان تولید به زمان جاری و پیش‌بینی آینده وابسته است.

اما در برخی تولیدات همانند تولیدات کشاورزی، تولیدکننده برای تولید سال جاری به قیمت سال گذشته نگاه می‌کند و بعد تصمیم می‌گیرد چه محصولی را تولید کند. برای مثال اگر قیمت یک محصول در سال جاری بالا باشد، سال بعد کشاورزان زیادی به کشت آن محصول مبادرت کرده و با تولید بیشتر، عرضه بالا می‌رود و در نتیجه قیمت همان محصول پایین می‌آید. یعنی تولید صورت‌گرفته اما تقاضا برای این میزان تولید وجود ندارد و مازاد عرضه باعث کاهش قیمت می‌شود.

با کاهش قیمت محصول، سال بعد تولید از این محصول کمتر شده و با عرضه کمتر قیمت بالاتر می‌رود و همین دور تسلسل ادامه می‌یابد. به طوری که هر سال با مازاد عرضه یک محصول و کمبود عرضه محصول دیگر مواجه بوده و این نوسانات قیمت را به همراه داشته و از طرف دیگر بی‌نظمی، بی‌ثباتی و عدم اطمینان را به بازار را به همراه دارد. در این شرایط مشکل از آنجا به وجود می‌آید که تولیدکننده بخش کشاورزی با توجه به قیمت گذشته تصمیم به تولید می‌گیرد در حالی که مصرف‌کننده محصولات کشاورزی به قیمت فعلی و جاری توجه دارد و بر اساس آن تصمیم می‌گیرد چه کالایی و به چه میزان خریداری کند.

در این میان عوامل مهمی بر نوع و میزان خرید مصرف‌کننده تاثیرگذار است از جمله درآمد واقعی مصرف‌کننده، سلیقه، کالاهای جانشین و مکمل و سیاست‌های دولت. این سوال پیش می‌آید که چرا تولیدکننده بخش کشاورزی رفتارش را این‌گونه شکل می‌دهد؟ یک واحد کشاورزی، یک بنگاه اقتصادی است که همانند بنگاه‌های دیگر اقتصادی به دنبال حداکثر کردن سود خود است. یعنی تمام تلاش کشاورز در این راستاست که بتواند هزینه‌های خود را کنترل و کاهش داده تا با توجه به قیمت بازار بتواند سود مناسبی به دست آورد. عموماً هزینه‌های تولید در بخش کشاورزی از روند باثباتی برخوردار است و کمتر امکان کاهش قیمت نهاده‌ها و هزینه‌های تولید در بازار متصور است اما در مقابل قیمت محصولات کشاورزی دائم در طول سال در نوسان است و این نوسان هم مثبت و هم منفی است